December 2006 Archives

|



مردی که مختصر بود و خلاصه اش در خودش بود!!!

|

بالاخره که ...
بايد زندگی بکـ نيم !
اما نکته ی مهم کـ‌ ردنـ ه! نه زندگی/

|

آی دخترا...
خيلی وقتها تقصير خودتونه اگه کسی رو از دست ميديد/
چيز خاصی نميخواستم بگم!
اينجوريه ديگه...

|
 

ببین... به خودت نگیر!
انبساط بدنم مربوط به تو نیست /
معمولاً موقع هایی که خسته میشم و وقت هایی که از خواب پا میشم اینطوریم!!!
21 انگشتی میشم یعنی (:

|
  
 
خب عزیزم / بزار ببینمت...
هوم...
خب من ترجیح میدم که یکم اون شـ کمت رو بدی تو تا اون سـ ینه هات بیشتر بزنه بیرون...
حالا اگه میخوای بیشتر زیر دلم قلقلک بیاد میتونی کـ ونت رو هم یکم هل بدی عقب /
هووووووم!!! نمیدونی چقدر لوند میشی اینطوری...
عزیزم میشه با همون حالت بیای بشینی روم؟!!!

About this Archive

This page is an archive of entries from December 2006 listed from newest to oldest.

November 2006 is the previous archive.

January 2007 is the next archive.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.

Powered by Movable Type 4.01